محمد قنبرى

78

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

نموده دانه‌هاى درشت علوم را برگرفتم در همه اين رحلات از مسئله « نفل : اجر و مزدى كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در مقابل عمل براى برخى از مجاهدين از غنيمت قرار مىداد » پرسش مىنمودم ولى كسى در اين باره به من جوابى نمىداد تا اين‌كه شيخى كه نامش زياد بن جاريه بود به من پاسخ داد كه او از حبيب بن مسلمه فهرى شنيده مىگفت : من شاهد بودم كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يك چهارم غنيمت را به گروه اولى كه به دار الحرب اعزام مىشدند مىداده و يك سوم آن را به گروه دوم كه بعد از رجوع گروه اول اعزام به دار الحرب مىشدند اعطاء مىفرمودند . « 1 » بارى رحله و رحلات براى درك حضور مشايخ حديث و تحصيل مزاياى مغبوط يك سنت رايجى بوده ولى رحله و كوچ كردن جناب كلينى قدس سره از رى و سكونتش در بغداد فقط به اين انگيزه نبود اين مرد هوشمند كه بيش از هزار سال پيش از بيت طيب الاصلى از روستاى كلين از منطقه « رى » با نبود امكانات كامل ، با هوش سرشار موهوبى و همت بلند و مودت به آل البيت عليهم السلام و پارسايى كم نظير مورد توجه اماميه گرديد و مرجع شيعيان و چهرهء درخشان طايفهء محقّه در رى بودند ، در شأن همت بلند آن نبوده كه با امكان محاضره و دسترسى مداوم به نواب امام زمان عليه السلام در غيبت صغرى مسامحه كند و از اين هجرت الى اللَّه تعالى كه احياء و بقاء شريعت در آن بوده تكاسل ورزد . به يقين مهاجرت آن هوشمند برگزيده خداى تعالى به بغداد ، به انگيزه دسترسى و محاضره با سفراء خاصه حضرت بقية اللَّه تعالى بوده ، تا جامع كافى كه در دست تأليف بوده در حريم اشراف آنان سلام اللَّه عليهم كه پرتو اشراف امام زمان عجل اللَّه فرجه بوده ، صبغهء اعتبار نزد شيعه به خود گيرد ابو غالب زرارى تلميذ كلينى رحمه الله چنان‌كه شنيدى براى حل مشكل خانوادگى به بغداد مىرود و به وسيله حضرت شيخ ابوالقاسم حسين بن روح رضوان اللَّه عليه از امام زمان عليه السلام تقاضاى دعاى براى حل مشكلش مىكند و امام عليه السلام براى حل مشكل او دعا مىفرمايند و در توقيع مرقوم

--> ( 1 ) . براى توضيح بيشتر به جواهر ، ج 21 ، ص 220 مراجعه شود .